دلنوشته های مادر امیر ارشد
تاج میر
ایران
. کشور گسته از جانان.
لخت
و عور می بینمت .
اینهمه
پشمینه که در بر داری
اندام
پر مهرت را حصاری نمی شود ..
در
انتظار تکانهای آدمکشت نیستم
آرامش
خطرناکت می ترساندم .
ایران
. چراغهایت را خاموش نکن
با
روشنای آنها هم تاریکی .
دزدان
. آدمکشان .بی غیرتان . و نامردمان
بر
پهنای دل صبورت . خیمه ی رسوایی و بی اعتباری زده و نفسهایت را می برند .
و
در این عصر درد
فریادها
را گلوله کرده اند جوانانم
. و ضجه ی مادرانشان سپر آنهاست
.
ایران
. از دهان البرز نفس بکش عزیزم
دم و بازدمت را دوست دارم حتی
با الودگی باغهایت .
با ما در تلگرام
دنبال كنيد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر