-به بهانه سالروز ميلادامیرارشد تاجمیر
این شعر را اول به امیر و بعد به مادر امیر(خانم شهين مهين فر)
و سپس به همه هزاران امیر آن مادر تقدیم کنیم.:
«وطن بدون امیرت بدون فرزند است
مرا بده!
وطن آنجاست! منتظر است»
امیر گفت.
و مادرش میدید
که شانههای امیرش
ـ وقتی که کفش بهپا میکرد ـ
بلند
بلند
صخرهای از قله دماوند است.
«مرا بده به مادر خویشم که میهنم باشد»
امیرگفت:
همان که با تمام قامت مجروح، پای در بند است»
مرا بده! بگذار آن درخت دشت شوم
که آبهای خزر
و موجهای آبی کارون
درون رگهایش
چو رودهای خروشان، روان به آوند است.
مرا بده مادر!
و سالها نگهم کن
که ایستادهام آنجا
و مادرم ایران
به فخر میگوید
مرا چه بیشمار امیر این زمانه فرزند است.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر