‏نمایش پست‌ها با برچسب آزادي٫زنان٫فاتحان ٫ سركوب شدگان ٫ روزحساب٫ایران٫. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آزادي٫زنان٫فاتحان ٫ سركوب شدگان ٫ روزحساب٫ایران٫. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ بهمن ۱۸, یکشنبه

فایل صوتی: افشاگری شینا شیرانی مجری پرس تی وی از ازار جنسی






فایل صوتی: افشاگری شینا شیرانی مجری پرس تی وی از ازار جنسی


پشت پرده‌ی صدا و سیمای رژیم چه می‌گذرد؟
شینا شیرانی: مردم باید بدانند چه بر من گذشته است!
شینا شیرانی، مجری سابق پرس تی‌وی در مصاحبه‌ی اختصاصی با فیس‌بوک روزآنلاین، پشت پرده‌ی فساد اخلاقی تعدادی از مدیران صدا و سیما را افشا می‌کند. او در این ویدئو به مسائلی اشاره می‌کند که منجر به خروج اضطراری‌اش از ایران شده است.
شینا شیرانی که توسط مدیر ارشد خود؛ حمیدرضا عمادی مورد اذیت و آزار جنسی قرار گرفته بود با انتشار یک فایل صوتی که توسط صفحه فیس‌بوک روزآنلاین هم منتشر شده است، نمونه‌ای از این آزار و اذیت‌ها را در معرض افکار عمومی قرار داد.
حمید رضا عمادی سابقه‌ همکاری با وزارت اطلاعات در جریان اعتراف‌گیری تلویزیونی از بازداشت‌شدگان قیام ۸۸ را در کارنامه‌ی خود دارد و به این دلیل، نامش در لیست تحریم‌های اتحادیه اروپا قرار گرفته است.
او همچنین از جمله مدیران نزدیک به محمد سرافراز، رئیس کنونی رادیو و تلویزیون رژیم و رئیس پیشین ’پرس تی. وی’ به‌شمار می‌رود..



دوست عزيز سلام
لطفا آدرس تلگرام من را به دوستانت بده كه عضوتلگرام انها شوم .ممنون از شما .


#Iran #ایران #آزآدی #جوانان #زنان
#رازتغييرازدرون

۱۳۹۴ دی ۳۰, چهارشنبه

ایران-حرف دل روز29دی مادر شهرام فرج زاده شهیدعاشورای88 به سوی فرزند پروازکرد

ایران-حرف دل روز29دی مادر شهرام فرج زاده شهیدعاشورای88 به سوی فرزند پروازکرد

29دی مادر شهرام فرج زاده شهیدعاشورای88 به سوی فرزند پروازکرد

به نقل از فیس بوک سحر بهشتی:
امروزسه شنبه۲۹/دیماه/۹۴به اتفاق آرش صادقی وگلرخ ایرایی همسرمهربانش به دیدارزندانی تازه آزادشده امیدعلیشناس عزیزرفتیم.چقدرمهربان وصمیمی و نجیب هستند،مادرش چون اقیانوس آرام و پسرش چون دریا، به حقیقت که درکنارهم دنیایی هستند.

سلام
لطفا آدرس تلگرام من را به دوستانت بده كه عضوتلگرام انها شوم .ممنون از شما .


#Iran #ایران #آزآدی #جوانان #زنان

برگرفته ارفیس بوک شعله ‍پاکروان


برگرفته ارفیس بوک شعله ‍پاکروان
عصر سه شنبه به دیدار امید سیمین رفتیم. به اتفاق مادران و چند دختر و پسر جوان فعال اجتماعی . سیمین جوان شده بود . با چشمهایش میخندید . اما هر چه بیشتر در سیمای امید میکاویدم نشان از شادی نمی یافتم. صورتش غمگین بود . چشمها و نگاهش هم . در زندان چه میگذرد که چنین بلایی به سر چشمهای فرزندانمان میاورد ؟
سالهای قبل ، وقتی به دیدار ریحانم میرفتم ارنجهایم را روی تاقچه ی باجه ی ملاقات کابینی میگذاشتم و دستها را زیر چانه ام . به شیشه ی کثیفی که حائل بینمان بود نزدیک میشدم و با همه ی وجودم صورت نگارم را نگاه میکردم . بیش از هر چیز چشمهایش توجهم را جلب میکرد . نگاهش پیر بود . هر ملاقات از ملاقات قبلی پیرتر . به او میگفتم تو چه میبینی که اینچنین جهاندیده گی از چشمان میبارد ؟ خنده ی نخودی میکرد و نگاهش را میدزدید و میگفت فقط آدمها را با دقت نگاه میکنم و به حرفهایشان گوش میدهم . شبها هم توی تخت به هر چه در طول روز دیده یا شنیده ام فکر میکنم .
امروز که امید را دیدم فهمیدم هر کس که شبها را در تفکر و تحلیل آنچه در روز دیده بگذراند ، پیر میشود . مگر میشود ضربه های شلاق را روی پوست حس کنی و پیر نشوی ؟ مگر میشود تبعیض و بی عدالتی را تجربه کنی و پیر نشوی ؟ مگر میشود پوسیدن انسانها را ببینی و پیر نشوی ؟ مگر میشود سوختن رویاها را ببینی و پیر نشوی ؟ مگر میشود دود شدن بهار جوانی را لمس کنی و پیر نشوی ؟
ما هم پیر شده ایم . به ظاهر آزادیم ، اما لحظاتمان را در قفس پرپر میکنیم . چنان قفس را تنگ کرده ایم که دیگر حتی نمیتوانیم ادای پرواز را در بیاوریم . کدام پرنده ای در قفس شاد است که امید ما باشد ؟ کنار گردن امید کبود بود . گمانم کتک خورده بود . درست پیش از باز شدن در اوین .
دیوارهای این زندان شاهد چه فریادها بوده از روز اولش . اگر آجرها زبان داشتند میگفتند که چه ناخنها کشیده شده و چه داغها و درفش ها که بر گوشت زندانی حک نشد !
سلام
لطفا آدرس تلگرام من را به دوستانت بده كه عضوتلگرام انها شوم .ممنون از شما .