‏نمایش پست‌ها با برچسب زن٫. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زن٫. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ فروردین ۲۰, پنجشنبه

ایران - حبس فرحناز میثاقیان به زندان احضار شد



ایران - حبس فرحناز میثاقیان به زندان احضار شد
حکم یک سال حبس تعزیرى فرحناز میثاقیان شهروند بهایى، اجرا شد.
فرحناز میثاقیان روز 17 فروردین94، خود را جهت اجرای یک سال حبس تعزیرى به زندان یزد معرفى کرد.
فرحناز میثاقیان در مرداد ماه ١٣٩٠، در جریان بازداشت گسترده شهروندان بهایى به همراه بیست نفر دیگر بازداشت و به دو سال حبس محکوم شد که یک سال آن تعزیرى و یک سال نیز تعلیقى بود.
بیست شهروند بهایى در دادگاه مجموعا به ۵٨ سال حبس محکوم شدند که ٣٨ سال آن تعزیرى است.

ایران - آزادى نسیم اشرفى شهروند بهایی از زندان اوین



ایران - آزادى نسیم اشرفى شهروند بهایی از زندان اوین
نسیم اشرفى شهروند بهایى، چهارشنبه19 فروردین94 با پایان یک سال حبس، از بند زنان زندان اوین آزاد شد.
نسیم اشرفى در بیست و دو خردادماه سال ١٣٩٢، در شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضى محمد مقیسه اى به اتهام تبلیغ علیه نظام و عضویت در تشکیلات بهایى محاکمه و به ٣ سال حبس تعزیرى محکوم شده بود.
طبق رأى دادگاه تجدید نظر استان تهران حکم نسیم اشرفى به یک سال حبس کاهش یافت و و اردیبهشت ماه سال ١٣٩٢ جهت تحمل حبس راهى بند زنان زندان اوین شد.

شیفته و سبکبال مروری کوتاه بر زندگی قهرمان مجاهد خلق، شهید فاطمه مسیح



شیفته و سبکبال
مروری کوتاه بر زندگی قهرمان مجاهد خلق، شهید فاطمه مسیح      
تولد: ۱۳۳۵ - یزد
شهادت: ۱۹فروردین ۱۳۹۰- اشرف
«آن‌جا که آرزو، در چارچو به تنگ خواسته‌های فردی یک دل، برای قاب یک وجود، یعنی «خود» محصور نمی‌ماند، باید یقین کرد که جهان انسانیت به پیش می‌رود». با این آرزو آشنا شویم:
«خیلی دوست داشتم شما و تمام مجاهدین را از نزدیک پیدا کنم و همراه آنها تا آخرین قطره خون و تا آخرین نفس بر علیه این آخوندهای دون صفت که به قول مادر رضاییها ”نام هر حیوانی را روی آنها بگذاریم به آن حیوان ظلم کرده‌ایم“، بجنگم».
از نامه مجاهد شهید فاطمه مسیح به رهبر مقاومت
این آرزوی شیرزنی از زنان پیشتاز رهایی ایران بود. فاطمه مسیح، که در جمعه خونین ۱۹فروردین ۹۰ در اشرف چهره در خون کشید.
نفس وجود چنین عزم و آرزویی، در زن ایرانی، جای تبریک بسیار دارد. چرا که آرزوهایی از قبیل عشق به نبرد با ظالم، اراده پرچم افراشتن در برابر ستم پیشگان، در تاریخ تمامی ملل، آرزوی سرداران، پیشتازان، و مبارزان استثنایی بوده است. اما اینک هر زنی در این شهر شرف، چنین آرزو می‌کند.
نسلی از آرزو شکفته کنون گل به گل، سرخ، در زمین شرف
فاطمه مسیح یکی ازهزار زن قهرمان اشرف بود که شیفته و سبکبال و بی‌ریا عاشق مجاهدین بود و با تمام وجودش، قهر و خشم به رژیم زن‌ستیز و ضدبشری ولایت‌فقیه را نمایندگی می‌کرد. فاطمه زنی پاکباز و به‌معنای واقعی سمبل کار و مسئولیت‌پذیری بی‌نام ونشان بود.
عشق عمیق او به مجاهدین در تمامی دست‌نوشته‌هایی که از او به یادگار مانده موج می‌زند:
«… این‌که موفق شدم و به شهر اشرف آمدم یعنی به منزل امید و شهر شرف و آزادگی و تا جان در بدن دارم در راه مجاهدین هستم و تا نابودی این رژیم سفاک خونخوار دست از مبارزه بر نخواهم داشت. به‌امید این‌که اجازه دهید این‌جا بمانم… دلم می‌خواهد من و دخترم را در این شهر بزرگ و شهر آزادگی به‌این دلهای پرشور تمام رزمندگان آزادی پیوند دهید».
او در نامه دیگری نوشته است:
«ابتدا با نام خدا و سپس با نام امام حسین، رهبر و پیشوای عقیدتی تمام مجاهدین نامه خود را آغاز می‌کنم و درود می‌فرستم به خواهر مریم و برادر مسعود که همیشه در قلبم جای دارند و به‌اندازه زیبایی روز آزادی ایران و لحظه‌های شاد آن روز دوستشان دارم و درود می‌فرستم و سر تعظیم بر روان پاک شهدا و تمام مجاهدین خلق ایران فرود می‌آورم…».
این عشق و فدا امتداد همان درخشش ستارگان خانواده قهرمان‌پرور مصباح و مسیح است. فاطمه ادامه دهنده و استمرار بخش آرمان و فدای خانواده پرافتخاری است که در سال ۱۳۶۰، قافله‌وار از پدر تا مادر و فرزند و همسران فرزندان، خوشه پروینی از هشت شهید قهرمان را در کهکشان شهیدان راه آزادی ایران درخشان کردند
آری فاطمه مسیح، یادآور عزم و همت و فدای همه آن شهیدان بزرگوار و گرامی‌شد. و گویی که این آرزوی دیرینه‌اش بود. که تحقق یافت. بگذارید ادامه آرزوی او را که مادری ۵۵ساله بود بشنویم:
«من به آرزوی دیرینه‌ام رسیده‌ام و نقطه‌ی آغاز من برای مبارزات بیشتر همراه با خواهران و برادران، شوریدن و جنگیدن بر علیه خمینی صفتان دژخیم زمانه میهنمان در این‌جاست و در یادداشتی دیگر نوشت: ”به خواهر و برادر بگوئید که من مجاهدی هستم که تا جان در بدن دارم یک ذره هم از رهبریم دور نمی‌شم و با گوشت و پوستم اشرف را نگه می‌دارم چونکه تمام وجودم برایم مردم و برای خونهایی که در این راه داده‌ایم است و هیچ شک و تردیدی ندارم ”- از نامه‌های مجاهد شهید فاطمه مسیح به رهبر مقاومت.
راستی که به ایران، باید برای داشتن چنین زنان پیشتازی تبریک گفت. زنانی که راهشان و آرزوهای پاک و مقدسشان را اکنون تمام زنان آگاه و ستم ستیز میهن با سلحشوری تمام ادامه می‌دهند.

ایران - برای اکبر ومهديه و نسترن که هنوز رفتنشان را به باور ننشسته ام و هنوز دل تنگ را با وعده دیداری دوباره، آرام می کنم



ایران - برای اکبر ومهديه و نسترن که هنوز رفتنشان را به باور ننشسته ام و هنوز دل تنگ را با وعده دیداری دوباره، آرام می کنم 
.
شبنم مددزاده
نوشته ای که زاده روزهای تلخ و تاریک و بی خبری روزهای رجایی شهر است:
نگر چگونه مانده است نفس درون سینه ام
نگر که چشم خیس من به جای اشک به خون نشست
نگر که آتشی ز خشم به جان من تنوره زد
به آن دمی که زد علم سحر به طاق کوهسار
به آن سحر که خون شکفت ز روی خاور و فلق
به آن فلق که پر شده سبوی جام آن ددان ز خون این کبوتران
سپیده زد،سحر شکفت
نگر که خیمه سیاه شب، به لشکری که مست خون، کمین نشسته قاصدی
سپیده سرزد و شما ، شهاب ها به شب شدید
شهاب ثاقبی، چنانکه قلب شب درید
رها زخاک،مست عهد، یله به آسمان شدید
ارس صفیر گمشده است به پیش آن خروش تو
سهند هم به پیش تو، چونانکه خاک بر زمین، الف ز قامتت گرفت
چه تحفه بهار بود، که خونتان به لاله ها ، قبای سرخ هدیه داد
چه هدیه بهار بود، که قامت ستبرتان به سروهای این چمن قدوم استوار داد
خوشا به حال خاک و سنگ آن دیار که قامت رشیدتان به بر گرفت
خوشا به حال گردها که بر رخ شما نشست و حالتی دگر گرفت
منم که پای بسته ام ، به پای شب نشسته ام
شماره می زنم شهاب را که زایش تو بنگرم...
نوزده فروردین نود- زندان رجایی شهر